خوب ما دیگه کارمون تموم شد، کس دیگه ای نمیخواد به کشور …؟

سید محمود با حضور در رسانه میلی آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها را رسما اعلام کرد.

وی همچنین  از افزایش 4 هزار تومانی یارانه ها خبر داد تا مردم بتوانند نان خوب بخورند !

سید خسته نباشی …

انفجاربمب در چابهار/کشته و زخمی شدن عزاداران در تاسوعای حسینی

در عملیات تروریستی انتحاری در چابهار تعدادی از هموطنان شهید و زخمی شدند.

به گفته نماینده مردم چابهار در مجلس شورای اسلامی حدود نیم ساعت پیش در مقابل مسجد امام حسین چابهار یکنفر تروریست با ورود در جمع عزاداران و انتحار باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از عزاداران حسینی شده است.

یعقوب جدگال گفت: هنوز از جزئیات کامل آن اطلاع دقیقی ندارم.

علیمحمد آزاد استاندار سیستان و بلوچستان در تماس با خبرنگار مهر حادثه تروریستی مقابل مسجد امام حسین چابهار را تایید کرد.

-

خبرگزاری‌های ایران گزارش دادند که صبح روز چهارشنبه 24 آذر، «روز تاسوعا»، دو  بمبگذاری انتحاری در شهر چابهار واقع در استان سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد که در این دو حادثه تاکنون 39 نفر کشته و بیش از 80 نفر زخمی شده‌اند.

-

جندالله، گروه سنی و شبه‌نظامی مخالف دولت ایران، با انتشار اطلاعیه‌ای مسئولیت انفجارهای انتحاری چابهار را برعهده گرفته است.

جندالله که با نام «گروه جنبش مقاومت مردمی ایران» نیز معرفی می‌شود، اعلام کرده است که این عملیات انتحاری، انتقام اعدام عبدالمالک ریگی رهبر این گروه است. عبدالمالک ریگی، رهبر پیشین جندالله،  30 خرداد امسال به اتهام «فساد فی‌الارض»اعدام شد.

خبرگزاری رسمی دولت ایران، ایرنا، از قول یک مقام اطلاعاتی محلی و بدون ذکر نام او، از دستگیری یکی از عوامل بمبگذاری در چابهار هنگام خروج از مرز خبر داده است.

جندالله، این گروه مخالف مسلح دولت ایران، در بیانیه‌اش ساکنان شیعه در سیستان و بلوچستان را «بیگانگان» خوانده و نوشته است: اين عمليات هشداری است برای رژيم ايران كه به دخالت‌های خود در امور دينی و مذهبی اهل سنت پايان دهد و دست از اعدام و جنايت بردارد و اسرای زندانی را آزاد كند در غير اين صورت عمليات‌های استشهادی با شدت بيشتری ادامه خواهد يافت.

در این اطلاعیه از سيف‌الرحمان چابهاری و حسان خاشی به عنوان دو نفر از بمبگذاران انتحاری در انفجارهای روز چهارشنبه نام برده شده است.


حسین‌علی شهریاری، نماینده مردم زاهدان در مجلس، عاملان این دو انفجار انتحاری در چابهار را دو فرد وهابی معرفی کرد.

در همین حال برخی از مقام‌های جمهوری اسلامی سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای خارجی، از جمله آمریکا را به دست داشتن در این عملیات متهم کرده‌اند.

از جمله علاءالدین بروجردی، رئيس كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس گفت: تجربه حوادث گذشته اثبات كرده است كه سازمان‌های اطلاعاتی انگليس و آمريكا پشت سر جناياتی نظير جنايت صبح روز چهارشنبه چابهار قرار دارند.

رد پای پاکستان و دستگیری یکی از عوامل انفجارها

مصطفی محمد نجار، وزیر کشور، در واکنش به حملات انتحاری در چابهار گفت: گروهی تروريست كه آن طرف مرزهای شرقی در پاكستان در حال آموزش هستند و حضور دارند، اين اقدام تروريستی را انجام دادند.

آقای نجار از به‌دست آوردن «سرنخ های خوب» در این زمینه خبر داد و تاکید کرد که ماموران اطلاعاتی افرادی را دستگیر کرده‌اند.

یک مقام اطلاعاتی معرفی‌نشده در سیستان و بلوچستان به ایرنا گفته است که سه بمب‌گذار عامل این انفجارها، از مرز یک کشور همسایه به ایران وارد شده‌اند.

به گفته او یکی از این افراد در درگیری با ماموران امنیتی کشته شده، نفر دوم عملیات بمبگذاری در چابهار را انجام داده و فرد سوم هنگام خروج از ایران دستگیر شده است.

پیش‌تر علی‌محمد آزاد، استاندار سیستان و بلوچستان از دست داشتن دو نفر در این عملیات انتحاری خبرداده و گفته بود که یکی از این «عوامل تروریستی» عملیات را انجام داد و نفر دوم به دست ماموران کشته شد.

به گفته محمد عرب، معاون اجتماعی و انتظامی سیستان و بلوچستان، چهار نفر از اعضای نیروی انتظامی نیز در این انفجارها در چابهار کشته شدند.

محمود مظفر، رئيس سازمان امداد و نجات هلال احمر به ایسنا گفته است: از دو تا سه روز گذشته تهديداتی برای حملات تروريستی صورت پذيرفته بود و امدادگران جمعيت هلال احمر در اين راستا به صورت آماده‌باش در نواحی مختلف اين استان حضور يافتند.

کدام موفق تر؟ کشیش، راهب بودایی یا ملای مسلمان؟!

یک روز یک کشیش مسیحی‌، راهب بودایی، و ملای مسلمان تصمیم میگیرند تا ببینند کدوم توی کارش بهتره… به همین منظور، تصمیم میگیرند که هر کدوم به یک جنگل برند، یک “خرس” پیدا کنند و سعی‌ کنند اون “خرس” رو به دین خودشون دعوت کنند.

بعد از مدتی‌، دور هم جمع میشند و از تجربه شون صحبت میکند… اول از همه کشیش شروع به صحبت کرد :”وقتی‌ خرس رو دیدم، براش چند آیه از کتاب مقدس (درباره قدرت صلح، کمک و مهربانی به دیگران) خوندم و بهش آب مقدس پاشیدم. خرس اونقدر شیفته و مبهوت شد که قراره هفتهٔ دیگه اولین مراسم تشریف ش برگزار بشه”.

راهبه بودایی گفت: “من خرسی رو کنار یک جوی آب توی جنگل دیدم..براش مقداری از کلمات آسمانی بودای بزرگ موعظه کردم. براش از قدرت ریاضت، تمرکز و قانون کارما (قانون عمل و عکس‌العمل رفتار آدمی‌) صحبت کردم. خرس آنقدر علاقه مند شده بود که به من اجازه داد غسل تعمید بدهمش و براش یک اسم مذهبی‌-بودایی انتخاب کنم”.

پس از آن، هر دو به ملای مسلمان نگاه کردند که روی تخت (و در حالی‌ که از سر تا پا بدنش توی گچ بود) دراز کشیده بود. ملا گفت :
“هههممم…الان که به گذشته و اون روز فکر می‌کنم، میبینم که شاید نباید کارم رو با “ختنه کردن” شروع می‌کردم”.

عکس خراب کن لــــــــوس !

دلیل نامگذاری خيابان جردن واقع در ميدان آرژانتين –افريقا چیست ؟ / دکتر جردن که بود ؟

مدتیست این سئوال برایم بی جواب مانده بود که اسم خیابان جردن واقع در میدان آرژانتین –افریقا چرا نامگذاری شده است از مغازه ها و خیابان سئوال کردم که جریان اسم این خیابان چیست ؟ولی تا کنون یک نفر هم پاسخ صحیحی به این موضوع نداده بود . به هر حال لازم دیدم شما هم این مطلب را بخوانید .

آشنایی با سامئل مارتین جردن، مدیر آمریکایی دبیرستان البرز

دکتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. او بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است.
دکتر ساموئل مارتین جردن
جردن در سال ۱۸۷۱ میلادی در نزدیکی شهر یورک در پنسیلوانیا بدنیا آمد. پس از تحصیل در دبستان و دبیرستان در سال ۱۸۹۵ میلادی از کالج لافایت درجه B.A (لیسانس) گرفت. در سال ۱۸۹۸ درجه استادی علوم الهی (ام.ا) از دانشگاه پرینستون را دریافت کرد. در سال ۱۹۱۶ کالج لافایت او را با درجه D.D (دکتر در حکمت و فلسفه) شناخت و در سال ۱۹۳۵ میلادی از کالج واشنگتن و جفرسون بدرجهٔ دکترای حقوق نائل شد.

دکتر جردن در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) به ایران آمد و یک سال بعد ریاست مدرسه را به عهده گرفت .در سال ۱۹۱۳ میلادی (۱۲۹۲ خورشیدی) با راه‌اندازی کلاس‌های باقیمانده دوره دوازده ساله دبیرستان تکمیل گردید. در سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ خورشیدی) اولین ساختمان شبانه‌روزی که در آن زمان، مک کورمیک‌ هال (Maccormick Hall) نامیده می‌شد و یک ساختمان دیگر پایان یافت.

به پاس خدمات فرهنگی وی در کالج البرز، دو مدال و نشان به او عطا کرد

دکتر جردن، در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی از ایران رفت.

دکتر جردن پس از بازگشت به آمریکا، در سال ۱۳۲۳ هجری خورشیدی، دوباره به ایران آمد و مورد استقبال شاگردان و مریدانش قرار گرفت. او ایران را وطن دوم خود می ‌نامید و همواره از آن به نیکی یاد می‌کرد. وی در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی، در ۸۱ سالگى در آمریکا در گذشت.

در سال ۱۳۲۶ هجری خورشیدی، مراسمی به یاد او و برای بزرگداشت او در تالار دبیرستان البرز برگزار شد و نیم تنه سنگی وی را که استاد ابوالحسن صدیقی تراشیده بود، در کنار در ورودی آن نصب کردند. این پیکره بعدا به کتابخانه دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتقل گردید.

بزرگراه آفریقا در شمال تهران، در زمان رژیم گذشته، به یادبود وی خیابان جردن نام گرفته بود، نامی که هنوز هم بطور غیر رسمی کاربرد دارد.

کتابی به نام «روش دکتر جردن» به قلم شکرالله ناصر در دیماه ۱۳۲۳ در تهران منتشر شده که در آن به شیوه کار وی و اداره دبیرستان پرداخته است.

از خاطرات و کلمات دکتر جردن

«من میلیونر هستم زیرا هزارها فرزند دارم که هر کدام برای من، برای ایران و برای دنیا میلیونها ارزش دارند.»

«بچه‏ها مملکت شما سابقهٔ درخشانى داشته است. بازگشت به آن روزگار درخشش بستگى به همت و شجاعت و کوشش شما دارد. امیدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و براى ملت و کشورتان مفید واقع شوید.»

برای دروغ ده شاهی کفاره تعیین کرده بود.

اگر در جیب کسی سیگار پیدا میشد یک تومان جریمه داشت.

اگر از دانش‏آموزى سئوالى مى‏کرد و او بلد نبود، مى‏گفت: «کله به ‏کار، کدو کنار.»

لوطى‏ را در معنایى منفى ـ در مایهٔ الواط ـ به ‏کار مى‏برد و مى‏گفت: «غیرت، همت، زحمت، کار، کوشش: اینها به آدم‏آباد مى‏رسد. سستى، بى‏حالى، کارنکردن، بارى‏ به ‏هرجهت بودن به لوطى‏آباد مى‏رسد.»

عکس یادگاری در مقابل مک ‌کورمیک‌ هال، در سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی

عکس یادگاری در مقابل مک ‌کورمیک‌ هال، در سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی

ملا و گربه

زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها راقاپید و فرار کرد.. زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد. ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور! گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد. گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟ گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟ گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟ گربه گفت اشتباه شما همین جاست ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد!

چون خدا آدم و حوا را آفرید آن دو را …

چون خدا آدم و حوا را آفرید آن دو را به بهشت فرستاد. آدم و حوا لَختی در بهشت چرخیدند و همی از پی یافتن گندم و سیب برآمدند که پیرمردی سپید موی و سپید ریش و چروکیده بر آنان پدیدار گشت که در زیر سایه‌ای چرت میزد.آدم هراسان نزد پروردگار دوید و گفت : مگر نه اینکه من نخستین انسانی هستم که آفریدی؟ پس این موجود کهنسال کیست؟ خداوند لبخندی زد و گفت : آه او جنتی است ، من هم که آمدم او اینجا بود

ای کسانی که هنوز به محمود ایمان نیاورده اید …

بنام آنکه محمود را این ریختی آفرید (۱) و در آن نشانه های فراوان است (۲) و ما به شما چشم ندادیم مگر برای دیدن نشانه های محمود (۳) و دولت نهم (۴) نه آن خاتمی سوسول (۵) و درحالیکه اسرائیل محو میشود (۶) همانا پس باید در ایران قحطی بیاید (۷) و برق هی برود (۸) و بنزین سهمیه ای باشد (۹) چونکه ثواب دارد (۱۰) ای کسانیکه هنوز به محمود ایمان نیاورده اید (۱۱) همانا بروید زودتر ایمان بیاورید (۱۲) که ما او را آفریدیم (۱۳) تا شما اینقدر مصیبت بکشید که در آن دنیا بار گناهانتان کم بشود (۱۴) ژ گ پ چ (۱۵) همانا که این چهار حرف در عربی نمی باشد (۱۶) ولی ما چون خدائیم حال میکنیم که بگوئیم (۱۷) و این اعجاز ماست (۱۸) همانطوریکه محمود (۱۹) و ما به شما مسکن دادیم (۲۰) تا محمود مشکلش را حل بکند (۲۱) و نعمتهای فراوان دادیم (۲۲) تا محمود برایتان جیره بندی بکند (۲۳) بلکه قدر نعمتهای ما را بیشتر بدانید (۲۴) خ (۲۵) و این حرف سرکاری بود (۲۶) همانطوریکه محمود هست (۲۷) و ما به شما گاز دادیم (۲۸) تا ترکمنستان آنرا قطع بنماید ۲۹) و کی فکرش را میکرد که اینطوری بشود (۳۰) جز محمود (۳۱) آیا نمی بینید (۳۲) که نفت سر سفره مردم است (۳۳) و جزایر تنبان (!) مال امارات (۳۴) همانگونه که خزر مال روسیه (۳۵) و ‹مال روسیه› مال مردم ایران (۳۶) و محمود برای آبرو حیثیت میجنگد (۳۷) چونکه ناپلئون گفته است هر کسی برای آنچه که ندارد میجنگد (۳۸) و نشانه های بسیار است (۳۹) پودر رختشوئی (۴۰) چای، ۴۱) برنج (۴۲) روغن نباتی (۴۳) و کلاً هر آنچه که میشود خورد (۴۴) پس آیا شما نمی بینید (۴۵) که اینها سرطان زاست (۴۶) و باید نداشته باشید (۴۷) ولی لبنانیها باید داشته باشند (۴۸) و فلسطین هم همینطور (۴۹) همانگونه که قبلاً بوسنی هرزگووین داشت (۵۰) و چچن این گوش (۵۱) و چچن آن گوش (۵۲) که وقتی شما زیر بمب و موشک بودید (۵۳) پس اینها کدام گوری بودند که از شما حمایت نکردند (۵۴) ولی شما خودتان را برایشان جر میدهید (۵۵) چون شما خدا دارید ولی آنها ندارند (۵۶) همین محمود را میفرمایم (۵۷) که همه چیز به او مربوط است (۵۸) جز تورم و گرانی (۵۹) ولی ناراحت نباشید (۶۰) بروید بمیرید چون به شما پاداش زیاد میدهیم (۶۱) در بهشت (۶۲) که درخت هم دارد (۶۳) و به شما در بهشت روزی دو استکان چائی میدهیم (۶۴) مفتی (۶۵) و سه بشقاب برنج (۶۶) بازم مفتی (۶۷) و چسفیل فراوان (۶۸) که همان ذرت بو داده است (۶۹) که هرچی هست از محمود بو داده خیلی بهتر است (۷۰) پیف پیف (۷۱) کی اینو بهشت راه داده (۷۲) و ما فرمودیم تمام مردم ایران (۷۳) ولی اینکه ایرانی نیست (۷۴) خاک بر سر وطن فروشش بکنند الهی (۷۵) و همانا ما فقط حرف راست میزنیم (۷۶) همانطوریکه محمود (۷۷) همین (۷۸) دوباره پ ژ گ چ (۷۹) دیگه راست راستی همین (۸۰)

بهلول را گفتند فرق » مستراح » و » منبر » چيست؟

بهلول را گفتند فرق » مستراح » و » منبر » چيست؟
گفت در اصلشان فرقي نيست.
هر کس که نخواهد در » جمع » بريند در آن رود
و هرکس که بخواهد » بر جمع » بريند بر اين رود

به دلایل زیر وحدت حوزه و دانشگاه ممکن بلکه واجب است:

یک – در تمام دانشگاه‌های ایران، حتی کوچکترین‌شان، روحانیت دفتر نمایندگی داره، ولی همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران یه دفتر در حوزه علمیه‌ی یه شهر کوچک نداره

دو – روحانیت می‌تونه دو سال تمام دانشگاه‌های ایران رو به اسم انقلاب فرهنگی تعطیل کنه ولی همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران حتی نمی‌تونن تقاضای تعطیلی یک ماهه‌ی حوزه علمیه یه شهر کوچک رو بکنن

سه – روحانیت سی ساله در مورد اسلامی کردن درس‌های دانشگاهی‌ها، از مهندسی گرفته تا علوم پایه و بخصوص علوم انسانی نظر می‌ده و اعمال می‌کنه، اما همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران حتی نمی‌تونن بیست صفحه‌ی یه کتاب درسی حوزه رو اشتباه اعلام کنن

چهار – یک روحانی، مثل آقای عمید زنجانی می‌تونه رئیس دانشگاه اونم دانشگاه تهران بشه، ولی یه دانشگاهی، اونم نه حالا از مهندسی یا علوم پایه، بلکه از علوم انسانی، اونم نه مهاجرانی یا سروش، بلکه مثلا آقای رحیمپورازغدی نمی‌تونه رئیس حوزه‌ی نه حالا قم، بلکه یه شهر کوچک بشه

پنج – بیش از چهل سال پیش به حوزه‌ی قم حمله کردن و طلبه از بام پرت کردن وچه جنایت‌ها کردن. هنوز دارن ازش استفاده می‌کنن. هر چند سال به خوابگاه‌ها حمله می‌شه، دانشجو رو از بلندی پرت می‌کنن، توی دانشگاه آزاد مشهد چاقو به گردن دانشجو فرو می‌برن، چه کارهای دیگه‌ای که همه می‌دونن می‌کنن، همه هم می‌گن جنایت شده، هنوز معلوم نیست کسی مجازات بشه – دفعه پیش که آقای نقدی تبرئه شد و سربازی که ماشین ریش‌تراش دزدیده بود مجازات

شش – در مراسم تجلیل در داخل دانشگاه هر عضو دانشگاهی، مثلا به خاطر سابقه‌اش یا فوتش، حتما یه روحانی هم صحبت می‌کنه، ولی امکان نداره مثلا برای مجلس ختم یک روحانی در داخل حوزه یه سخنران دانشگاهی دعوت بشه

هفت – اگه یه نفر قرآن رو حفظ کنه درجه‌ی دانشگاهی می‌گیره – از کارشناسی تا دکترا برای همه‌ی قرآن – حتا اگه اون آدم یه بچه‌ی شش ساله باشه . ولی مثلا بهش نمیگن حجه‌الاسلام که به نظر خیلی هم معقول‌تر و بجاتره

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.